الفيض الكاشاني

23

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

ياد مىكند مانند : مجدالدين اسماعيل ، شمس الدين ابو سعيد ، علاء الدين محمّد و . . . در بين آن‌ها شخصيّت ممتازى كه قطب به دو دلبستگى و عنايت‌هاى ويژه‌اى دارد و نامه‌هايى كه به او نوشته است از عالىترين مضامين اخلاقى و ظريف‌ترين نكات عرفانى برخوردار است ، امير محب‌ّالملة و الدين شيخ محمّد است كه در نامه‌هاى گوناگون با القاب و اوصاف فراوانى او را مىستايد . شيخ محمّد از همراهان قطب در سفر حج بوده ( م ج 349 ) و دستور ادارهء جلسه‌هاى تعليم و تعلّم به دو سپرده شده است ( م ج 50 ) . زمانى شيخ محمّد تصميم به مهاجرت و نزديك شدن به دستگاه حكومتى مىگيرد كه قطب در نامه‌اى ( م ج 108 ) او را برحذر مىدارد و در پايانِ نامه ، نامه‌اى ديگر ضميمهء آن مىكند كه اگر چنين كارى از او صادر شد نامهء دوم را بخواند تا وظايف خود را در حال اختلاط با حُكّام بداند . ولى به نظر مىرسد اين هجرت اتفاق نيفتاده و شيخ هم چنان در شيراز ( م خ 4 ) يا اخوان آباد در خدمت قطب باقى مانده است . عبداللَّه قطب به فريضهء نماز جمعه بسيار اهتمام داشته ( م ج 85 ) و برگزار نشدن آن در شهر را يكى از انگيزه‌هاى خود در بنياد اخوان آباد بيان مىكند ( م ج 349 ) . در بين نامه‌هاى او از دستورهاى ذكر صوفيانه و چلّه نشينىهاى ويژه ، خبرى نيست بلكه بيش‌ترين سفارش او به مذاكرهء علم ( تعليم و تعلّم ) و انديشه در قرآن و تدبّر در آفرينش خداوندى و نيز توجه دائمى به خدا و گذر از دنيا و احسان به خلق و بندگى بىرياست و گاه نيز به ندرت به برخى دستور ذكر لا إله الّا اللَّه داده است ( م خ 13 ) . قطب در نامه‌هايى پيروان خود را به مطالعهء تفسير قرآنِ قاضى كه همان « تفسير بيضاوى » است و نيز قرائت « مثنوى » مولوى و نوشتارى به نام « كيميا » سفارش مىكند . ( بنگريد : م خ 50 ، م ج 259 ) . وى گاه پيروان خود را به باز نويسى كتاب‌هاى مورد نياز مانند « تذكرة الاولياء » عطّار يا نامه‌هاى عمومى واداشته است ( م ج 173 ، م ج 197 ) . اذكار و اوراد هنگام نماز و نيز ذكر صلوات و تلاوت قرآن نزد او اهميت ويژه‌اى داشته است ( م ج 173 ) . قطب ، دوستان خود را از كمك به دستگاه ظلم بازداشته و اگر كسى از